هم سنجی اثربخشی روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی زنان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

2 استادیار گروه روان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

چکیده

در بیشتر متون فلسفه وجودی روابط میان فردی و صمیمی موردبررسی بوده است، لذا آزمودن روان‌درمانی‌های برگرفته از این فلسفه در راستای بهبود رابطۀ زناشویی حائز اهمیت است، ولی پرسش این است که کدام روش در این زمینه مؤثرتر است؟ این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی زنان دچار دیابت نوع دو و چاقی انجام‌گرفته است. روش پژوهش آزمایشی است و طرح آزمایشی آن پیش‌آزمون- پس‌آزمون و آزمون پیگیری دوماهه با گروه‌های موازی آزمایشی و گواه بود. جامعه هدف این پژوهش زنان دچار همبودی دیابت نوع دو و چاقی مراجعه‌کننده به کلینیک تخصصی دیابت بیمارستان توحید سنندج در سه ماه اول سال 1398 بود. پس از غربالگری سطح خودتنظیمی زناشویی، 32 آزمودنی به روش تصادفی ساده از این جامعه انتخاب و با استفاده از روش تصادفی جایگزینی در سه گروه آزمایشی و یک گروه گواه گمارده شدند. داده‌ها با مقیاس خودتنظیمی زناشویی ویلسون، چارکر، لیزیو، هالفورد و کیملین (2005) گردآوری شد. پس از پیش‌آزمون گروه‌های آزمایشی در نه جلسه هفتگی 120 دقیقه‌ای شرکت کردند. داده‌ها با آزمون آماری اندازه‌گیری‌های مکرر مدل خطی عمومی و با به‌کارگیری نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل اندازه‌گیری‌های مکرر نشان داد که تأثیر مداخله شناختی-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی زنان در مقایسه با گروه گواه معنی‌دار و باثبات است (001/0= P value). مداخله شناختی-وجودی می‌تواند به شکلی معنی‌دار و باثبات بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی مؤثر باشد. یافته‌ها نشانگر فایدۀ به‌کارگیری روش شناختی- وجودی در حرفۀ مشاوره و روان‌درمانی است، ولی فعلاً ابهاماتی باقی است که در این مقاله موردبررسی قرارگرفته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparison of the effectiveness of existential, cognitive-existential and humanistic-existential group psychotherapy on behavioral self-regulation for effective relationships in women

نویسندگان [English]

  • Ghaffar Nasiri Hanis 1
  • Masoud Sadeghi 2
  • Simin Gholamrezae 2
1 Ph.D. Student Psychology, Faculty of Literature and Humanities, Lorestan University, Khorramabad, Iran
2 Assistant Professor, Department of Psychology, Faculty of Literature and Humanities, Lorestan University, Khorramabad, Iran
چکیده [English]

In most of the existential philosophy texts, the interpersonal and close relationships have been studied. Therefore, to the enhancement, interpersonal relationships testing psychotherapies elicited from such a philosophy is quite significant. However, which method is the most effective on this ground? The purpose of this research is to study the comparison of the effectiveness of existential, cognitive-existential and humanistic-existential group psychotherapy on behavioral self-regulation for effective relationships among type II diabetes and obesity in women. The method of the research was experimental and its experimental design includes the pretest, post-test and two-month follow-up test with experimental and control parallel groups. Cases of this study included women with co-morbidity type II diabetes and obesity referring to the Specialist Diabetes Clinic of Tohid Hospital in Sanandaj in the first three months of 2019. After screening the level of behavioral self-regulation for effective relationships, 32 subjects were selected by simple random sampling method from this society and were assigned to three experimental and one control group by substitutive random method. The data were collected based on the scale of behavioral self-regulation for effective relationships Wilson, Charker, Lizzio, Halford & Kimlin (2005). After the pre-test, the experimental groups participated in 120-minute sessions for 9 weeks. Data were analyzed by the statistical test of repeated measures of the General Linear Model and the SPSS software. The results of repeated measures analysis showed that the effect of the cognitive-existential intervention on relationship self-change behaviors was significant and stable compared to the control group (P-value = 0.001). Cognitive-existential intervention can significantly and consistently effect on relationship self-change behaviors in women with co-morbidity type II diabetes and obesity. The findings indicate the benefit of applying a cognitive-existential method to counseling and psychotherapy, but there are some ambiguities to be addressed in this article.

کلیدواژه‌ها [English]

  • existential psychotherapy
  • cognitive-existential
  • humanistic-existential
  • self-regulation for effective relationships
  • diabetes and obesity

سلامت بدنی، روانی و اجتماعی اشخاص دچار دیابت نوع دو و چاقی[1] دستخوش عوارض این بیماری‌ها و مستلزم چاره‌اندیشی ارائه‌دهندگان خدمات سلامت روانی است؛ آزادی، انوشه، الحانی و حاجی زاده (2009) از چاقی به‌عنوان یکی از عدیده‌ترین مشکلات درزمینۀ سلامت نام‌برده و رویارویی بهداشتی با آن را مستلزم مداخلات درمانی مناسب دانسته‌اند. همچنین طبق گزارش ایمنی، صادقی و غلامرضایی (2018) دیابت از شایع ترین بیماری های مزمن و بزرگ ترین مشکل بهداشتی در همه کشورها است. محمودی و علوی (2015) نیز گزارش داده‌اند که بیماری دیابت زندگی اشخاص دچار آن را در همه ابعاد زندگی آشفته ساخته و مهارش را از اهداف مهم مداخلات مراقبتی و درمانی برشمرده‌اند. دیابت نوع دو و چاقی حاصل تعامل عوامل ژنتیکی، اپی ژنتیک و محیطی است (Gottmann, et al., 2018) و پژوهشگران بر این باورند که تنیدگی[2] حاد و شیوه زندگی بی‌تحرک[3] عوامل محیطی اصلی دچار شدن به این بیماری‌ها است (Attia et al., 2017). قربانی (2015) دریافت که ارتباط میان چاقی و دیابت نوع دو چشمگیر است و بررسی‌ها نشان داده که شیوع چاقی، به‌ویژه در جامعۀ زنان، طی 30 سال گذشته در حد نگران‌کننده‌ای افزایش‌یافته است (El-Aghoury, Elsherbiny, Lewis, Salem, & Osman, 2018). با توجه به واقعیات گزارش‌شده، روشن می‌شود که تلاش برای کاهش مشکلات زنان دچار همبودی دیابت نوع دو و چاقی ضروری است، بررسی‌های‌ علی کمالی، خدابنده و معتصدی (2017) و پرنان، تفضلی و آزموده (2017) نشان می‌دهد که بیماری فراگیر دیابت نوع دو، به‌ویژه هنگامی‌که با دچار شدن به چاقی توأم شود، تأثیرات منفی فراوانی روی زندگی بیماران می‌گذارد و هزینه‌های اقتصادی مراقبت‌های بهداشتی آن‌ها نیز فرسایشگر است؛ امروزه دیابت نوع دو در میان مردم ایران در حال تبدیل‌ به یک بیماری غیر واگیر با همه‌گیری خاموش است. پس به‌کارگیری مداخلات روان‌شناختی برای کاهش مشکلات زنان مبتلابه دیابت نوع دو چاق مفید است، زیرا طبق بررسی‌های شاهبیک، تقوی، جواچی و آب روشن (2019) پس از دچار شدن زنان به دیابت نوع دو، مشکلات روان‌شناختی فراوانی به وجود می‌آید که مشکلات خانوادگی و زناشویی از برجسته‌ترین مصادیق این مشکلات است. به‌علاوه، نجفی، میرحسینی، مغانی و عصاری (2006) تصریح نموده‌اند که در کشور ایران  شیوع مشکلات زناشویی زنان دچار دیابت نوع دو در مقایسه با جمعیت عادی بالاتر است. بررسی‌های پرنان و همکاران (2017) هم نشان داد که دیابت نوع دو تأثیر قابل‌توجهی بر زندگی زناشویی دارد. باماری و همکاران (2015) نیز هم‌داستان بوده و تذکر داده‌اند که عوارض و مشکلات ناشی از دیابت نوع دو افزون بر آسیبی که به زندگی زناشویی و روابط خانوادگی وارد می‌کند، هزینه مادی و معنوی فراوانی به جامعه تحمیل می‌کند. پس با بررسی چنین مدارکی اسدپور ویسی (2019) استنباط کرده‌اند که رسیدگی روان‌شناختی به مشکلات زناشویی زنان دچار دیابت نوع دو، از طریق مداخلات درمانی مناسب، ضروری  است. طبق گزارش شاهبیک و همکاران (2019) مداخلات روان‌شناختی می‌تواند اثرات سودمندی روی زندگی زناشویی و خانوادگی زنان دچار دیابت نوع دو برجا ‌گذارد. پس با توجه به این واقعیت که خانواده از مهم‌ترین نهادهای مؤثر در ساختن  فرهنگ‌ جامعۀ انسانی است (کریمی نژاد، صادقی و غلامرضایی، 2018)، بررسی تأثیر مداخلات وجودی[4] بر خودتنظیمی زناشویی[5] (خودتنظیمی رفتاری برای روابط مؤثر) زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی در راستای بهبود زندگی خانواده و اجتماع شایان اهمیت است. بررسی انجام‌شده توسط نظری، یاراحمدی و زهراکار (2014) حاکی از این است که در اثر عوارض بدنی ناشی از بیماری دیابت نوع دو، زندگی و روابط خانوادگی و زناشویی مبتلایان آشفته می­گردد. پس کوشش جهت افزایش خودتنظیمی زناشویی این بیماران مفید است.

روان‌درمانگری وجودی، چندان‌که با هستی کاوی[6] آغاز شد، به‌صورت تاریخی حاصل گنجاندن روش‌های روان‌درمانی برگرفته از روش روان تحلیل گری در چارچوب اصول فلسفه وجودی بود (Weixel-Dixon, 2020). عسکری، نصیری هانیس و پناغی (2015)  و همراه و نظری (2011) دربارۀ ماهیت این روش تصریح نموده‌اند که  به‌عنوان تنها روش روان‌درمانی که بی‌واسطه از فلسفه سر برآورده است، نگرش‌های فلسفی به انسان و زیستن را به‌جای برخی فنون روان‌شناختی پیشه نموده است. نگرش‌ها و سازه‌هایی همچون خودآگاهی، مرگ آگاهی، اضطراب وجودی، مسئولیت­، جست‌وجوی معنا، شخصیت و اصالت[7] را مبنا قرار داده و  درنتیجه روشی است که بر حتمیت‌های آزادی، مرگ، تنهایی و خلأ وجودی[8] تمرکز دارد.  این روش واقع‌نگر شامل پذیرش وقایع عینی و یک آری گویی عمیق به زندگی[9] است. نکتۀ اصلی و بنیادی وجودگرائی پیوند اندیشه با تجارب ژرف و ناگزیر زندگی است. فلسفۀ وجودی انسان را موجودی آزاد و مسئول معرفی می­کند. وظیفه رهبران گروه‌های وجودی این است که اشخاص را متوجه سازد می‌توانند به‌جای اینکه همچون موجودی منفعل که رویدادها، زندگی‌اش را شکل می‌دهند، تعیین‌کنندۀ آگاه و هوشیار زندگی خود باشند (Classen et al., 2019).

رویکرد شناختی-وجودی روش تازه‌ای است که  نخست توسط کیزان، بلوخ، میاخ و همکاران[10] (1997) از ترکیب دو روش روان‌درمانی شناختی ایرون تی بک[11] (1998) و روان‌درمانگری وجودی اروین یالوم[12] (1980( ایجادشده است. فرامانی، بهمنی و قاعدنیای جهرمی (2017)  و بهمنی، نجار، سایه، شفیع آبادی و کاشانی (2016) گزارش داده‌اند که در این روش، اعضای گروه هنگام به‌کارگیری راهبردهای شناختی، یعنی شناسایی، تغییر و اصلاح تحریفات شناختی[13] گوناگونی که مایه حفظ رفتارهای نامطلوب می‌شود، فرصت ابراز احساسات و اضطراب‌های کنونی خود را به دست می‌آورد. اعضای گروه شناختی-وجودی از مزایای حمایتی شرکت در مداخله گروهی نیز بهره می‌گیرند. این روش ترکیبی از باز ارزیابی شناختی و بهبود مهارت‌های رویارویی[14] است که با عوامل راهبردی وجودی و ابزارهای حمایتی یکپارچه‌شده است. باآنکه سایر مداخلات در نشان دادن ابعاد وجودی ناکام مانده‌اند، پژوهش‌ها مؤید امکان اثربخشی مداخلات وجودی-شناختی در بهبود زندگی هیجانی و ایجاد راهبردهای رویارویی‌ فعال است (Gagnon et al., 2015). به‌علاوه  بهمنی، اعتمادی، شفیع آبادی و دلاور (2008) استنباط کرده‌اند که رویکردهای یکپارچه‌شده[15] که از  تلفیق منطقی اصول، مفاهیم و روش‌های برگرفته از دو یا چند نظریه و روش پایه حاصل‌شده‌اند، در مقایسه با روش‌های تک‌وجهی که سازه‌ها، مفاهیم و مفروضه‌های خود را برای توجیه دامنه گسترده‌ای از پدیده‌های انسانی به کار می‌گیرند، ظرفیت تأثیر بیشتری برای کمک به زدایش مشکلات روان‌شناختی جمعیت‌های گوناگون فراهم می‌کنند. نامنی، کشاورز، حیدری و فتورچی (2019) نیز به این نتیجه رسیدند که ترکیب روش‌های درمانی و ادغام فنون و روش‌ها، مرتبط با مشکلات مراجعین اثربخشی درمان را افزایش می‌دهد. برای نمونه مقایسه تأثیر راهبردهای درمانی ترکیبی شناختی- وجودی با درمان‌های سنتی موجود نشان داد که یکپارچه کردن درمان‌های شناختی و وجودی و به کار بستن آن برای درمان بیماران دچار اختلال شخصیت وابسته مؤثرتر است (Bornstein, 2004).

روانشناسی وجودی- انسان‌گرا[16] و آنچه می‌توان از آن به‌عنوان روانشناسی وجودی-یکپارچه شده[17] نام برد، از ایالات‌متحده و بر اساس آمیختن  فلسفه و روانشناسی وجودی اروپایی با دیدگاه روانشناسی انسان‌گرای آمریکایی سرچشمه گرفته است. به دنبال یک دوره کاهش نفوذ و علاقه، رونق روانشناسی وجودی- انسان‌گرا دوباره از سال 2000 آغاز شد. چندین راهبرد جدید در احیا و رونق درمان وجودی- انسان‌گرا[18]  نقش اساسی داشتند: روانشناسی وجودی-یکپارچه شده، تأثیرات چند فرهنگی و بین‌المللی  و معنویت[19](Hoffman, Serlin, & Rubin, 2019; Krug, Granger, Yalom, & Schneider, 2019). روان‌درمانی انسان‌گرا- وجودی آمیزه­ای از مفاهیم و کاربست مبتنی بر ارزش­های فلسفۀ وجودگرائی مانند خودجستجویی، پیکار و مسئولیت[20]و ارزش­های عامیانه مانند خوداتکایی، خوش‌بینی و عمل‌گرایی[21] است (Schneider & Krug, 2017; Schneider, 2003). روان‌درمانی انسان‌گرا- وجودی با تأکید بر واقعیت کنونی و با تحلیل و جایگزینی الگوهای مشخص پاسخ، مشوقی برای کمک به مردم در راستای تحقق بخشیدن به توانایی مراجعین فراهم می‌آورد. این فرآیند در یک محیط گروهی تسهیل می‌شود، چراکه در روان‌درمانی گروهی انسان‌گرا- وجودی از طریق همکنش با دیگران جنبه‌های بیشتری از مشکلات مراجعین آشکار می‌شود ( Schneider & Krug, 2017). مداخله انسان‌گرا با سه کاربست عمدۀ فلسفه وجودی، سازه گرایی و فرا شخصی[22] شناخته می‌شود و روان‌درمانی انسان‌گرا- وجودی بر سنت‌های عامیانه و علمی استوار است که بر پی‌کاوی عمیق برای معنای و هدف زندگی تأکید دارد و دو پرسش بنیادی را مطرح می‌کند: معنای کمال و تجربه انسانی چیست و این درک چگونه زندگی سرزنده یا کامیاب را روشن می‌سازد؟ پس روان‌درمانی گروهی انسان‌گرا- وجودی شامل شرایط یا موضع‌هایی است که اعضای گروه از طریق آن می‌توانند صمیمانه خود را شناخته و تا سرحد امکان، آرمان‌های[23] خود را تحقق بخشند ( Schneider & Leitner, 2002. (Schneider & Krug, 2017 ;

خودتنظیمی زناشویی، که متغیر وابسته پژوهش حاضر است، طبق بررسی عیسی نژاد، علیپور و کلهر (2018) مربوط به کنشگر بودن همسران در تغییر رابطه زناشویی است و درباره چگونگی تغییر باورها، تصمیمات، واکنش‌ها و اهداف میان فردی همسران و علاقه به برقراری رابطه، پویایی رابطه و پاسخ درخور به واکنش‌های همسر هنگام تغییرات، در راستای بهبود روابط زناشویی است. پس خودتنظیمی زناشویی، متمرکز بر برخی فرایندهای ارتباطی است که به رفتارهای کارآمد همسران انجامیده و رابطۀ زناشویی را بهبود می­بخشد و این بهبود حائز اهمیت است؛ چراکه بی‌شک چندوچون رابطه همسران تأثیر شایانی روی همه جوانب زندگی آن‌ها می‌گذارد (Krychman., 2010).  عیسی نژاد و همکاران (2018) تصریح نموده‌اند که رفتارهای خودتنظیمی مانند ارتباط مؤثر، وفاداری و کوشش برای دوام رابطه از اقداماتی است که همسران برای بهبود روابط خود انجام می‌دهند. همسرانی که از خودتنظیمی زناشویی استفاده می­نماید، در مقایسه با سایر زوجین روابط شاد و باثبات­تری را تجربه می‌کنند (Shafer, James, & Larson, 2016). برخی ویژگی­های شخصیتی همسران مانند فعالیت، تلاش برای دستیابی به موفقیت و خودنظمی[24] با خودتنظیمی رفتاری همبسته­اند Fein, & Klein, 2011)). خودتنظیمی زناشویی دربارۀ مهارت­های ارتباطی و امور مشترک همسران نبوده و در عوض به فرایندهای ارتباطی پویا و کنشگر مرتبط است که موجب افزایش رفتارهای کارآمد همسران شده و رابطۀ زناشویی را غنی می­سازد  (Wilson, Charker, Lizzio, Halford, & Kimlin, 2005). اعتقاد بر این است که رفتارها هدفمند بوده و توسط بازخورد کنترل می­شود (Carver, & Scheier, 2000) پویایی رابطه و مشارکت همسر در نقش بازخورد دهنده در خودتنظیمی رفتاری بسیار موثر است (Scheier & Carver, 1998 ; Carver, 2004). پیشاپیش، در بررسی اثربخشی روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی[25] بر خودتنظیمی زناشویی، انتظار می‌رود با توجه به پرداختن دیدگاه وجودگرایی[26] و مداخلات تلفیق‌شده با آن، به عاملیت ارادۀ آزاد در تعین چندوچون دنیای فاعلی[27] و میان فردی، مداخلات مذکور برای افزایش خودتنظیمی زناشویی زنان کارآمد باشد؛ اعضای گروه‌های وجودی می‌آموزند که می‌توانند شیوه‌های ارتباطی را که در گروه آموخته‌اند، در روابط خارج از گروه تجربه نموده و از این طریق به گسترش و تعمیق ارتباط و صمیمیت در روابط میان فردی خود تحقق ببخشند (Sharf, 2015). همچنین نصیری هانیس، یوسفی و صادقی (2018) تصریح نموده‌اند که روان‌درمانی وجودی گروهی در مورد گسترش و تعمیق روابط نزدیک از یک سازوکار اثربخش برخوردار است که شامل توجه بیش‌ازپیش به ساحت ارتباط باهم نوع یا عرصۀ ارتباطی[28] یا همان درک بهتر دنیای فاعلی دیگری است. پیامد این ادراک بهبودیافته کاهش تنش فردی و میان فردی است؛ زیرا در کاربست‌های  وجودی بهبود دنیای میان فردی در بهبود درک دنیای خود[29] و دنیای پیرامون تنیده است. چه‌بسا دیدگاه وجودی و مداخلات تلفیق‌شده با آن  با ارتقای درک بودن در دنیا[30]، کاهش تحریفات شناختی و فراهم ساختن روحیۀ خودپذیری و توان تحقق خویش[31] بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی تأثیر بگذارند.

باآنکه خلأ پژوهشی چشمگیر است و تاکنون مقایسه­های فراخوری در راستای بررسی هم‌زمان اثربخشی مداخلات وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی در جامعه هدف این پژوهش انجام‌نشده است. این پژوهش درصدد است به بررسی مقایسه اثربخشی مداخلات مذکور بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی بپردازد. پس باآنکه مقایسه تأثیر سه متغیر مستقل این پژوهش روی خودتنظیمی زناشویی جامعه هدف این پژوهش کاملاً بدیع است، طی سال‌های اخیر در کشور ایران کوشش‌هایی کمابیش جهت بررسی و در مواردی مقایسه اثربخشی مداخلات مرتبط با جمعیت‌های دیگر انجام‌گرفته است: قنبری گیوی و گلی گرمیانکی (2011) پژوهشی با هدف اثربخشی گروه‌درمانی انسان‌گرا –وجودی بر کاهش ناامیدی، تکانشگری و علائم پارانوییدی و تجزیه‌ای وابسته به استرس در اختلال شخصیت مرزی انجام‌ داده و مؤید اثربخشی مداخله انسان‌گرا –وجودی شدند. بشیرپور و سلیمی (2013) پژوهشی به‌منظور بررسی تأثیر مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد وجودی و شناختی - رفتاری بر میزان کنترل خشم انجام‌ دادند. نتایج آن نشان داد که هر دو مداخله به‌طور برابر میزان خشم دانش‌آموزان را کاهش داد. همچنین یافته‌های پژوهش بشیرپور، سلیمی و فرح‌بخش (2017) که به‌منظور مقایسه اثربخشی مشاوره گروهی وجودی و شناختی- رفتاری بر کمرویی انجام‌شده بود، نشان داد که میان تراز میانگین متغیر وابسته گروه گواه و گروه آزمایشی وجودی و نیز بین گروه آزمایشی شناختی رفتاری و گروه گواه تفاوت معنی‌داری وجود داشته است. پژوهش نظری، یاراحمدی و زهراکار (2014) نشان داد که روان‌درمانی وجودی به شیوه گروهی موجب افزایش رضایت زناشویی زنان مبتلابه دیابت نوع دو شده است. پژوهش امانی، یوسفی و فنایی (2016) نشان داد درمان وجودی به شیوۀ گروهی بر افزایش تمایزیافتگی و بهبود الگوهای ارتباطی دانشجویان مؤثر است و پژوهش خضری مقدم، وحیدی و آشور ماهانی (2018) نشان داد گروه‌درمانی شناختی- وجودی بر امید به زندگی و افسردگی سالمندان مقیم مراکز سالمندی تأثیر چشمگیری دارد. طی سال‌های اخیر در کشورهای دیگر نیز کوشش‌هایی جهت بررسی تأثیر مداخلات وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی انجام‌گرفته است: پژوهشی درباره تأثیر گروه‌درمانی شناختی-وجودی برای زنان مبتلابه سرطان پستان مبتلابه سرطان انجام شد (Kissane et al., 2003)؛ یافته‌های آن نشان داد اعضای گروه درمان در مقایسه با گروه گواه کاهش اضطراب چشمگیری داشتند .همچنین بهبود کارکرد خانوادگی زنان گروه درمان در مقایسه با زنان گروه گواه معنی‌دار بود. در یک پژوهش دیگر شرکت همسران در جلسات زوج‌درمانی شناختی-وجودی مایه کاهش سطوح اجتناب از آمیزش و بیش برانگیختگی آن‌ها شد (Collins et al., 2013). نتایج پژوهشی دیگر مؤید سودمندی مداخله شناختی- وجودی برای بهبود کیفیت زندگی وجودی بیماران مبتلابه سرطان بود (Gagnon et al., 2015). در پژوهشی دیگر نتایج کیفی اثربخشی مداخله گروهی شناختی- وجودی برای  زنان مبتلابه سرطان سینه یا تخمدان، نشان داد که آزمودنی­ها با پذیرش تجارب گروهی چگونگی رویارویی با ترس‌ها و دستیابی به کنترل هیجانی را آموخته و  این کار گروهی را بسیار ارزشمند گزارش کردند (Maheu, Lebel, Tomei, Singh, & Esplen, 2015). با توجه به پژوهش‌های ذکرشده، شمار قابل‌توجهی از پژوهش‌های داخلی و خارجی مؤید اثربخشی مداخلات وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی برای درمان مشکلات روانی- اجتماعی جمعیت‌های گوناگون بوده‌اند. ولی بررسی اثربخشی و مقایسه تأثیر هم‌زمان سه متغیر مستقل این پژوهش بدیع است و کارآزمایی بالینی متمرکز بر مداخلات وجودی روی خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی انجام‌نشده است. با توجه به این‌که در هر اجتماع و گروهی سلامتی بر اساس شرایط خاص آن گروه تعریف می‌شود. لذا، ارائه‌دهندگان مراقبت‌های سلامتی باید با در نظر گرفتن این ابعاد در جستجوی راه‌های دستیابی به سلامت در بیماران دچار دیابت و چاقی باشند و این ابعاد را در برنامه مراقبتی استفاده نمایند؛ بر اساس یافته‌های پژوهش والی، مرادی، فتحی و نصر آبادی (2011) که در شهر سنندج انجام‌شده بود، پنج درون‌مایه نهایی پیرامون مفهوم سلامت بیماران مبتلا به دیابت شامل تن سالم و دل‌خوش، زندگی بدون محدودیت، آرامش خاطر، معنویت و عدم وجود عوارض بیماری بوده است، بنابراین می‌توان استنباط نمود ذهنیت روان‌شناختی چنین مردمی جهت بهره‌گیری از مداخلات غیر زیستی مانند روان‌درمانی مناسب است.  پس با توجه به نیاز موجود و خلأ چشمگیر پژوهش‌های داخلی و خارجی در زمینۀ تأثیر روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی، مقایسه تأثیر این مداخلات بر خودتنظیمی زناشویی این جامعه می­تواند در کاهش این خلأ چشمگیر کارساز باشد. ازاین‌رو این پژوهش برای پاسخگویی به پرسش‌های زیر انجام‌شده است.

  1. روان‌درمانی‌های گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی در مقایسه با گروه گواه بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی مؤثر است؟
  2. اثربخشی کدام‌یک از روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی بیشتر است.

روش

این پژوهش یک کار آزمایی بالینی تصادفی شده[32] است که با روش آزمایشی و به کار بستن طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و آزمون پیگیری دو‌ماهه با سه گروه موازی آزمایش و یک گروه گواه به انجام رسیده است. پروتکل مطالعه کارآزمایی بالینی این پژوهش در  مرکز ثبت کارآزمایی بالینی ایران[33] با شماره کد IRCT20150104020553N1 ثبت‌شده  است. متغیرهای مستقل پژوهش روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی و متغیر وابسته خودتنظیمی زناشویی است. جامعه هدف این پژوهش زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی مراجعه‌کننده به کلینیک دیابت بیمارستان توحید سنندج در سه ماه نخست سال 1398 بود. در فرایند نمونه‌گیری، پس از غربالگری با مقیاس خودتنظیمی زناشویی ویلسون[34] و همکاران  (2005) [در بعد رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه نمره بالای 25  نشانگر عملکرد بالاتر از متوسط و در بعد پایداری کوشش برای تغییر، نمره کمتر از 15  نشانگر عملکرد بهتر از متوسط]، 32 آزمودنی به روش تصادفی ساده از این جامعه انتخاب و استفاده از روش تصادفی جایگزینی در سه گروه آزمایشی و یک گروه گواه گمارده شدند. معیارهای ورود شامل دچار بودن هم‌زمان به دیابت نوع دو و چاقی طبق ملاک‌های کلینیک دیابت بیمارستان توحید سنندج، گذشت حداقل دو سال از ازدواج؛ تمایل به شرکت در جلسات؛ قرار نداشتن بیماران تحت درمان توسط مشاور، روانشناس یا ارولوژیست یا روان‌پزشک برای مشکلات زناشویی بود. معیارهای حذف نیز شامل غیبت بیش از دو جلسه؛ کامل نبودن پاسخ‌ها یا به پایان رساندن نیمه‌کاره پاسخ ابزار؛ عدم پاسخگویی به ابزار در پیش‌آزمون، پس‌آزمون و آزمون پیگیری و پرت بودن داده‌ها هنگام تحلیل آماری بود.

ابزار

مقیاس خودتنظیمی زناشویی[35] ویلسون[36] و همکاران  (2005)  در ایران توسط  عیسی نژاد و همکاران (2018) ترجمه و برازنده شده است و به­منظور سنجش تراز رفتارهای خود نظم­بخشی در روابط زناشویی و زوجی ساخته­شده است. این مقیاس دارای 16 ماده است که به­صورت طیف پنج‌تایی از 1 تا 5 نمره‌گذاری می­شود، به‌طوری‌که پاسخ کاملاً درست نمرۀ پنج و پاسخ کاملاً غلط نمرۀ یک می‌گیرد. تحلیل عاملی صورت گرفته توسط سازندگان نشان داد که مقیاس از یک ساختار دوعاملی راهبردهای[37] (رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه[38]) و (پایداری کوشش برای تغییر[39]) تشکیل‌شده است (Wilson et al., 2005). طبق گزارش عیسی نژاد و همکاران (2018) نمره بالاتر در بعد رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه نشانگر عملکرد بهتر درزمینۀ خودتنظیمی زناشویی است ولی در بعد پایداری کوشش برای تغییر نمره پایین‌تر نشانگر عملکرد بهتر و تکاپوی بیشتر و نمره بالاتر نشانگر کناره­گیری و بی­تفاوتی ارتباطی است. تراز آلفای کرونباخ این ابزار در گزارش سازندگان آن برای عامل‌های خود نظم­بخشی ارتباطی و پایداری کوشش برای تغییر به ترتیب 81/0 و 83/0 گزارش‌شده است و همبستگی نمره زوجین در مقیاس 55/0 گزارش‌شده است. در پژوهش حاضر پایایی ابزار با آلفای کرونباخ محاسبه‌شده و برای مقیاس رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه (73/0) و برای مقیاس پایداری کوشش برای تغییر (69/0) به دست آمد.

ارزیابی دیابت نوع دو و چاقی در محدودۀ معیارهای ورود به پژوهش شامل دچار بودن هم‌زمان به دیابت نوع دو و چاقی طبق ملاک‌های کلینیک دیابت بیمارستان توحید سنندج بود؛ تشخیص دیابت نوع دو و چاقی بر اساس دیدگاه بالینی پزشک‌های متخصص کلینیک دیابت بیمارستان توحید سنندج بود که طبق گزارش مسئول پذیرش از پرونده بیماران ثبت می‌شد.

مداخلات

روان‌درمانی گروهی وجودی.خلاصه برنامۀ مداخلۀ روان‌درمانی گروهی وجودی برگرفته از کتاب مشاوره و روان درمانگری گروهی  با تمرکز بر رویکرد وجودی نصیری هانیس، یوسفی و صادقی (2018) به شرح زیر است.

جلسه اول.پذیرش و خوشامد‌گویی، معارفه و آشنایی اعضای گروه با یکدیگر و با درمانگر و یاردرمانگر؛ تشریح ساختار، روند نحوۀ ارزیابی و درمان و اهداف جلسات، تشریح قوانین گروهی با تمرکز بر اصول اخلاقی و ارتباطی؛ برقراری رابطه حسنه ضمن معارفه و هدایت جلسه؛ شرح مختصری درباره موضوع­های وجودی جلسات بعد.

جلسه دوم.تشریح خودآگاهی وجودی و ارادۀ آزاد؛ تسهیل افزایش حضور اینجا و اکنونی و افزایش خودآگاهی وجودی با تمرکز بر انتخاب‌های کنونی هنگام گفت‌وگو در گروه؛ بسط مفهوم خودآگاهی در پاسخ به پرسش «من کیستم؟» با تمرکز بر نگرش به خود همچون یک بیمار؛ افزایش آگاهی از نقش انتخاب در زندگی زناشویی.

جلسه سوم.گفت‌وگو دربارۀ آزادی اراده و مسئولیت ناشی از آن؛ گفت‌وگو دربارۀ اضطراب ناشی از انتخاب‌های آزاد و مسئولیت؛ تمرکز بر اضطراب و احساس گناه وجودی ناشی از انتخاب‌های کنونی اعضا درزمینۀ گفت‌وگو رویارویی با سایر اعضا؛ شرح محاسن اضطراب وجودی.

جلسه چهارم.شرح مفهوم قصدمندی[40] و کندوکاو دربارۀ چگونگی رقم خوردن سرنوشت بر اساس انتخاب و تلقی سرنوشت همچون زمینه‌ای تازه برای انتخاب مجدد، شرح مفهوم قصدمندی و سوءنیت از دیدگاه رو لو می و ژان پل سارتر[41]؛ تأکید بر حضور در اینجا و اکنونی با تمرکز بر برنامه زندگی، هدف و مقاصد کنونی اعضا.

جلسه پنجم.پرداختن به مفهوم صمیمیت و انزوا و آگاهی از تنهایی وجودی؛ تبادل‌نظر درباره صمیمیت، عشق و تعارضات میان فردی با تمرکز بر الگو ساختن گفت‌وگوی من-تو[42]؛ تشریح تفاوت اصالت و بدلی ظاهر شدن در رابطه با دیگران بر اساس دیدگاه اعضا.

جلسه ششم.افزایش مرگ آگاهی از طریق گفت‌وگو درباره واقعیت مرگ همچون رخدادی غیرقابل‌اجتناب؛ درک اهمیت آگاهی از میرایی برای پرباری کیفیت زندگی.

جلسه هفتم.گفت‌وگو درباره پوچی و معنای زندگی؛ تشریح نقش ارزش‌ها، پوچی و عشق در خلق معنای زندگی و دعوت به اعضا برای ارائه مصداق «شدن» با تمرکز بر تدوین ارزش‌ها، اهداف و طرح زندگی آینده؛ یافتن معنا در رنج و کنار آمدن با پوچی زندگی با تمرکز بر وضعیت سلامتی کنونی.

جلسه هشتم.گفت‌وگو درباره تغییرات ادراک‌شده دز زمینه حتمیت‌های وجودی؛ گفت‌وگو درزمینۀ بررسی بازخوردها و انتقادات و پیشنهادها؛ تشریح تجربه گروه‌درمانی و پیامدهای آن از دید اعضا.

جلسه نهم.ابرازگری دربارۀ آموخته‌ها و تغییرات وجودی ادراک‌شده و تشریفات اختتامیه.

روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی. خلاصه برنامۀ مداخلۀ روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی برگرفته از اصول، مضامین و فنون مندرج در نوشتارهای «درمان گروهی وجودی-شناختی» (Ottens & Hanna, 1998) و «درمان‌های شناختی- وجودی: به‌سوی یکپارچه شدن» (Kissane et al., 2004) به شرح زیر است.

جلسه اول. آشنایی اعضای گروه؛ روشنگری لازم درباره ساختار، محتوا، قوانین، شیوه برگزاری و سیر جلسه‌های مداخلۀ گروه‌درمانی شناختی-وجودی و ارزش و اهداف آن با تمرکز بر اصول اخلاقی و ارتباطی؛ بررسی انگیزه و اهداف اعضا از شرکت در جلسه‌ها و اجماع اهداف مشترک اعضا؛ ارزیابی شناخت و دیدگاه اعضا درباره خودتنظیمی زناشویی. تکالیف: با مرور سرگذشت خویش، نقش انتخاب‌ها و تأثیر آن‌ها در رابطه زناشویی را بنویسید.

جلسه دوم.تعریف و روشن‌سازی خودتنظیمی زناشویی و تأثیر آن در زندگی زناشویی؛ توضیح وجودگرایی و دیدگاه آسیب‌شناختی و درمانی آن؛ توضیح دیدگاه شناختی درباره ساختار روان، شخصیت و روابط میان فردی و آشنایی با شناخت‌ها از طریق مصداق‌های بیان‌شده اعضای گروه.تکالیف: تهیه فهرستی از شناخت‌های شخصی درباره روابط زناشویی با تفکیک نوع شناخت- باورها، اسنادها، نگرش‌ها و استاندارها.

جلسه سوم.تشریح الگوی (ABC)، توضیح رخداد فعال‌ساز[43]، نقش میانجی باورها و پیامدهای ایجادشده بر پایه آن باورها در زندگی زناشویی؛ توضیح مفاهیم اضطراب و احساس گناه وجودی ناشی از انتخاب‌ها و کنش‌های برآمده از باورها، اسنادها، نگرش‌ها و استاندارها؛ گفت‌وگو دربارۀ آزادی اراده و مسئولیت ناشی از آن در چهارچوب ارزیابی شناختی اعضای گروه برای پی بردن به نقش باورها در میزان خودتنظیمی زناشویی. تکالیف: دو نمونه از نگرش‌های منفی و مثبت درباره اهداف ارتباطی خود و پیامدهای هر یک را بنویسید.

جلسه چهارم.تشریح تحریف‌های شناختی و دعوت از اعضای گروه برای بیان نمودن نمونه‌هایی از تحریف‌های شناختی در زمینه زندگی زناشویی؛ تشریح نقش انتخاب، تصمیم و اقدام در کیفیت زندگی هنگام کاوش در تحریف‌های شناختی منجر به کنش واکنش‌های ناکارآمد در رابطه زناشویی؛ شرح مفهوم قصدمندی و سوءنیت به زبان ساده.تکالیف: خواسته‌ها و انتظارات از همسر را فهرست کرده و تحریف‌های شناختی را در میان آن‌ها مشخص کنید.

جلسه پنجم.تعریف و تشریح روش سقراطی دیالکتیک[44] با ارائه نمونه‌هایی برای تز (برنهاد)، آنتی‌تز (برابر نهاد) و سنتز (هم‌نهاد) به‌منظور اصلاح باورهای ناکارآمد درباره سازوکارهای بدنی و روابط میان فردی؛ گفت‌وگو دربارۀ دیدگاه اعضا درزمینۀ روابط صمیمی و انزوا با تمرکز بر اصالت و تنهایی وجودی؛ تکالیف: ثبت روزانه افکارخودآیند ناکارآمد درباره مشکلات فردی و زناشویی و کوشش از راه خودگویی برای زدودن آن‌ها.

جلسه ششم.آموزش برنامه‌ریزی در چهارچوب چینش اهداف کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت بر اساس نیازها و اهداف شخصی همراه با درک ارزشمندی اضطراب وجودی همچون یک نیروی محرکه برای نیل به اهداف؛ افزایش مرگ آگاهی از طریق گفت‌وگو درباره واقعیت مرگ همچون رخدادی غیرقابل‌اجتناب؛ درک اهمیت آگاهی از میرایی برای پرباری کیفیت زندگی.تکالیف: پاسخ این سؤال را بنویسید: چرا، چگونه و برای چه زندگی می‌کنم.

جلسه هفتم.گفت‌وگو درباره پوچی و معنای زندگی ؛ تشریح نقش ارزش‌ها، پوچی و عشق در خلق معنای زندگی و دعوت به اعضا برای ارائه مصداق شدن با تمرکز بر تدوین ارزش‌ها، اهداف و طرح زندگی آینده؛ یافتن معنا در رنج و کنار آمدن با پوچی زندگی با تمرکز بر وضعیت سلامتی کنونی.تکالیف: شرح دهید که طی جلسات گذشته چه تغییراتی در خودتنظیمی زناشویی شما ایجادشده است؟

جلسه هشتم.جمع‌بندی آموخته‌های شناختی و وجودی؛گفت‌وگو درزمینۀ بررسی بازخوردها و انتقادات و پیشنهادها؛ بررسی دیدگاه اعضا درباره و اینکه مداخلات و تکالیف شناختی و جودی تا چه حد بر روی زندگی زناشویی آن‌ها تأثیر گذاشته است.

جلسه نهم.جمع‌بندی جلسه‌ها از راه مرور خلاصه همه جلسه‌ها و ابرازگری درباره تجربیات و تغییرات ادراک‌شده؛ تشریفات اختتامیه.

روان‌درمانی گروهی انسان‌گرا-وجودی.خلاصه برنامۀ مداخلۀ انسان‌گرا-وجودی برگرفته کتاب درمان وجودی- انسانگرا (Schneider & Krug, 2017) به شرح زیر است.

جلسه اول.پذیرش و خوشامد‌گویی، معارفه و آشنایی اعضای گروه با یکدیگر و با تسهیلگر؛ تشریح ساختار، روند و اهداف جلسات، تشریح قوانین گروهی با تمرکز بر اصول اخلاقی و ارتباطی؛ برقراری رابطه حسنه.

جلسه دوم.گفت‌وگو درباره خودآگاهی و خودپنداره با تمرکز بر گفت‌وگو دربارۀ توانمندی‌های شخصی؛ تسهیل افزایش حضور در اینجا و اکنون با تمرکز بر انتخاب‌های کنونی اعضا درزمینۀ شیوۀ گفت‌وگو رویارویی با سایر اعضا.

جلسه سوم.پرسش دربارۀ چگونگی ایجاد حـس مسـؤولیت بـرای تغییـر مؤثر؛ کندوکاو در تأثیرات شخصی بر وضعیت کنونی زندگی در راستای پـذیرش نقـش خود در ایجاد وضعیت میان فردی و زناشویی؛ پرسشگری و بحث درباره اضطراب و احساس گناه وجودی ناشی از انتخاب‌های کنونی اعضا.

جلسه چهارم.گفت‌وگو درباره خود واقعی و خود ایده ئال؛ ابراز ارزش‌های کنونی اعضا همگام با بازخورد و همدلی تسهیلگر و پرسش از اعضا درباره چگونگی کسب ارزش‌های تازه و جایگزین کردن آن‌ها؛ کندوکاو در ابرازهای اعضا برای یافتن ارزش‌هایی کـه بر اساس شخصیت خود و نه بر اساس انتظارات دیگـران کسب‌شده است.

جلسه پنجم.تسهیل خود افشایی و بیان مشکلات فـردی و میان فردی؛ گفت‌وگو درباره چگونگی پـذیرش خود و دیگران همراه با توجه مثبت بی‌قیدوشرط بر اساس خود افشایی اعضا؛ تبادل‌نظر درباره صمیمیت، عشق و تعارضات میان فردی با تمرکز بر الگو ساختن گفت‌وگوی من-تو؛ تمرکز بر رفتار قاطعانه در راستای افزایش یکرنگی.

جلسه ششم.تسهیل اینجا و اکنونی ابـراز احساسـات و بیـان درخواسـت و ابراز قدردانی؛ درک اهمیت آگاهی از میرایی برای پرباری کیفیت زندگی؛ تسهیل افشاگری اعضا درباره کسی که می‌خواهند و می‌توانند باشند و بحث درباره خودشکوفایی و خصوصیات افراد خودشکوفا.

جلسه هفتم.تسهیل به‌کارگیری گوش دادن فعال، بازخورد گفتاری و رفتاری در اینجا و اکنون؛ تسهیل به‌کارگیری همدلی با استفاده از ایفای نقش.

جلسه هشتم.گفت‌وگو درباره تغییرات ادراک‌شده؛ گفت‌وگو درزمینۀ بررسی بازخوردها و انتقادات و پیشنهادها؛ تشریح تجربه گروه‌درمانی و پیامدهای آن از دید اعضا.

جلسه نهم.گفت‌وگوی صمیمی درباره تجربه‌های گروهی با تمرکز بر پویایی گروهی و ارائه همدلی و بازخورد؛ تشریفات اختتامیه.

اخلاق در پژوهش.پیشنهاده پژوهشی این نوشتار در جلسۀ کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی لرستان موردبررسی قرارگرفته و کد اخلاق IR.LUMS.REC.1397.179 را از کمیته ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست پزشکی کسب نمود. طی اجرای پژوهش همه آزمودنی‌ها آگاه شدند که اطلاعات آن‌ها به‌منظور اهداف پژوهشی گردآوری می‌شود و درباره پنهان ماندن هویت پاسخ‌دهندگان اطمینان داده شد. همچنین گفته شد که علاقه‌مندان می‌توانند با ارائه پست الکترونیکی و آدرس از نتایج پژوهش آگاه شوند و دراین‌باره اقدام شد. از تمام شرکت‌کنندگان رضایت‌نامه کتبی امضاشده اخذ شد. حقوق گروه گواه نیز درزمینۀ برخورداری از مداخله مطابق مقررات کمیته ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست پزشکی رعایت شد.

شیوه اجرای پژوهش.از میان 1900 خانم مراجع کلینیک تخصصی دیابت بیمارستان توحید سنندج در سه ماه نخست سال 1398، برحسب ملاک‌های ورود فهرستی 300 نفری با یاری مسئول محترم پذیرش کلینیک تخصصی دیابت بیمارستان توحید سنندج تهیه شد. پس از غربالگری توسط مقیاس پژوهش 90 نفر واجد شرایط باقیمانده و از آن میان در ابتدا 48 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب‌شده و به‌صورت تصادفی در چهار گروه گمارده شدند که در نهایت پس از احتساب ریزش و حذف داده‌های کمابیش پرت، تحلیل داده‌ها 32 نفر از سه گروه آزمایشی و یک گروه گواه هشت‌نفری صورت گرفت. شایان تصریح است که طبق گزارش نصیری هانیس، یوسفی و صادقی (2018) حکم انبوهی از متخصصین درباره تعداد قابل‌قبول جهت شرکت در گروه‌های درمان، حداقل هشت نفر و حداکثر 12 نفر است. افزون بر مرحله غربالگری، داده‌ها در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با مقیاس خودتنظیمی زناشویی ویلسون[45] و همکاران  (2005)  گردآوری شد. پس از پیش‌آزمون گروه‌های آزمایشی جداگانه در نه جلسه هفتگی 120 دقیقه‌ای شرکت کردند. مداخلات توسط سه گروه متفاوت از درمانگران صورت گرفته است. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی و روش‌های آمار استنباطی شامل آزمون آماری اندازه‌گیری‌های مکرر مدل خطی عمومی[46] و آزمون پیگیری بنفرونی[47] استفاده شد. داده‌ها به‌وسیله نرم‌افزار تحلیل آماری SPSS-22 تحلیل شد.

یافته‌ها

اطلاعات جمعیت شناختی آزمودنی‌های پژوهش به شرح زیر است. درزمینۀ سنی 13 درصد در دامنه 29-20 سال، 42 درصد در دامنه 39-30 سال، 19 درصد در دامنه 49-40 سال، 24 درصد در دامنه 59-50 سال و 2 درصد بیش از 60 سال داشتند. درزمینۀ اشتغال 89 درصد خانه‌دار و 11 درصد شاغل بودند. درزمینۀ تحصیلات 58 درصد سواد متوسطه اول و دوم، 27 درصد واجد دیپلم، 8 درصد کاردانی، 5 درصد کارشناسی و 2 درصد بالاتر از کارشناسی بودند. درزمینۀ تعداد فرزندان 21 درصد فاقد فرزند، 18 درصد داری یک فرزند، 33 درصد دارای دو فرزند، 13 درصد دارای سه فرزند و 15 دارای بیش از 3 فرزند بودند. در جدول زیر آمارهای توصیفی میانگین و انحراف استاندارد[48] خودتنظیمی زناشویی در چهار گروه روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی، انسان‌گرا-وجودی و گروه گواه در مراحل سه‌گانه پیش‌آزمون، پس‌آزمون و آزمون پیگیری ارائه‌شده است.

جدول 1. میانگین و انحراف استاندارد خودتنظیمی زناشویی

مؤلفه‌

مراحل

گروه‌ها

وجودی

شناختی-وجودی

انسان‌گرا-وجودی

گواه

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

پیش‌آزمون

38

7

39

8

39

4

38

7

پس‌آزمون

03/45

5

05/47

2

45

7

42

01/5

پیگیری

45

4

47

2

48

4

44

2

پایداری کوشش برای تغییر

پیش‌آزمون

20

3

18

08/7

19

4

22

4

پس‌آزمون

19

4

01/18

7

19

4

17

3

پیگیری

021/19

4

18

5

21

7

21

6

جدول 1 نشان می‌دهد که میانگین نمرات رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه در سه گروه آزمایشی در پس‌آزمون، در مقایسه با پیش‌آزمون افزایش داشته و در مرحله پیگیری نیز نسبت به پیش‌آزمون افزایش داشته ولی میانگین رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه در گروه گواه در پس‌آزمون، در مقایسه با پیش‌آزمون تغییر بسیار کمتری نموده است. همچنین نشان می‌دهد میانگین نمرات پایداری کوشش برای تغییر تنها در گروه آزمایشی وجودی در پس‌آزمون، در مقایسه با پیش‌آزمون کاهش داشته است. شایان یادآوری است که نمره بالاتر در رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه نشانگر عملکرد بهتر در خودتنظیمی روابط زناشویی ولی در پایداری کوشش برای تغییر نمره پایین‌تر نشانگر عملکرد بهتر است. برای بررسی آمار استنباطی داده‌ها از تحلیل مدل خطی عمومی واریانس یک‌راهه با آزمون اندازه‌گیری‌های مکرر در سه مرحله زمانی پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری استفاده می‌شود که مستلزم بررسی پیش‌فرض‌هایی است؛ در جدول زیر نتایج آماره آزمون کروی ماچلی[49] برای بررسی پیش‌فرض همگونی کوواریانس‌ها درج‌شده است.

جدول 2. نتایج آماره ماچلی برای بررسی پیش‌فرض آزمون اندازه‌گیری‌های مکرر

اثر میان آزمودنی

Mauchly’s w

مجذور خی

درجه آزادی

معنی‌داری

اپسیلون[50]

هوین-فلد

مراحل زمانی

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

01/0

086/4

2

01/0

1

پایداری کوشش برای تغییر

01/0

00/0

2

01/0

1

 

جدول 2 نشان می‌دهد پیش‌فرض همگونی کوواریانس‌ها رد می‌شود؛ بنابراین باید به ترتیب سخت‌گیری در رد کردن فرضیه صفر از آزمون‌های اپسیلون استفاده می‌شد که نتیجه مطلوب در جدول 2 درج‌شده است. پس باوجود شمار اندک آزمودنی‌ها، گزارش ارزش هوین فلد[51] حاکی از روایی بهره‌گیری از آزمون پارامتریک مدل خطی عمومی واریانس یک‌راهه با آزمون اندازه‌گیری‌های مکرر است.

جدول 3. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری[52] در سه بار اندازه‌گیری و گروه‌ها

 

 

آزمون‌ها

ارزش

F

df فرضیه‌ها

df خطا

معنی­داری

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

آزمون‌ها (اثر زمان)

اثر پیلایی

01/0

*12

2

27

01/0

لامبدا ویلکز

01/0

*12

2

27

01/0

اثر هتلینگ

01/0

*12

2

27

01/0

بزرگ‌ترین ریشه روی

01/0

*12

2

27

01/0

تعامل آزمون‌ها و گروه‌ها

اثر پیلایی

069/0

01/0

6

56

01/0

لامبدا ویلکز

01/0

*01/0

6

54

01/0

اثر هتلینگ

071/0

01/0

6

52

01/0

بزرگ‌ترین ریشه روی

047/0

**01/0

3

28

01/0

پایداری کوشش برای تغییر

آزمون‌ها (اثر زمان)

اثر پیلایی

62/0

*01/0

2

27

01/0

لامبدا ویلکز

01/0

*01/0

2

27

01/0

اثر هتلینگ

66/0

*01/0

2

27

01/0

بزرگ‌ترین ریشه روی

66/0

*01/0

2

27

01/0

تعامل آزمون‌ها و گروه‌ها

اثر پیلایی

01/0

01/0

6

56

01/0

لامبدا ویلکز

01/0

*01/0

6

54

01/0

اثر هتلینگ

01/0

01/0

6

52

01/0

بزرگ‌ترین ریشه روی

01/0

**081/1

3

28

01/0

*. Exact statistic

**. The statistic is an upper bound on F that yields a lower bound on the significance level

نتایج مندرج در جدول 3 نشان داد آماره‌های اثر پیلایی[53]، لامبدا ویلکز[54]، اثر هتلینگ[55] و بزرگ‌ترین ریشه روی[56] معنی­دار بوده است؛ پس مداخلات بر ترکیب خطی متغیر وابسته مؤثر و تفاوت‌های معنی­داری میان گروه‌ها وجود دارد. در ادامه، در جدول بعدی، نتایج آزمون‌های اثرات درون آزمودنی‌ها[57] و آزمون‌های تضادهای درون آزمودنی‌ها[58] برای چهار گروه روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی، انسان‌گرا-وجودی و گروه گواه در مراحل سه‌گانه پیش‌آزمون، پس‌آزمون و آزمون پیگیری گزارش‌شده است.

جدول 4. آزمون‌های اثرات درون آزمودنی‌ها و آزمون‌های تضادهای درون آزمودنی‌ها

متغیر وابسته

منبع

آماره

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی‌داری

مجذور اتا

توان مشاهده‌شده

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

عامل زمان

کران پایین

993

1

993

17

01/0

01/0

*01/0

تعامل زمان و گروه‌ها

کران پایین

57

3

19

01/0

01/0

01/0

*01/0

خطای عامل زمان

کرویت فرض شده

083/1624

56

001/29

 

 

 

 

پایداری کوشش برای تغییر

عامل زمان

کران پایین

40

1

2

01/0

01/0

028/0

*01/0

تعامل زمان و گروه‌ها

کران پایین

94

3

31

01/0

01/0

063/0

*01/0

خطای عامل زمان

کرویت فرض شده

1402

56

048/25

 

 

 

 

متغیر وابسته

منبع

عامل مراحل زمانی

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی‌داری

مجذور اتا

توان مشاهده‌شده

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

عامل زمان

خطی

870

1

870

28

01/0

01/0

*01/0

مربعی

123

1

123

4

034/0

01/0

*01/0

تعامل زمان و گروه‌ها

خطی

24

3

8

 

01/0

028/0

*091/0

مربعی

32

3

10

 

01/0

045/0

*01/0

خطای عامل زمان

خطی

926

28

33

 

 

 

 

مربعی

083/697

28

24

 

 

 

 

پایداری کوشش برای تغییر

عامل زمان

خطی

01/0

1

01/0

09/0

01/0

01/0

*051/0

مربعی

40

1

40

1

01/0

062/0

*01/0

تعامل زمان و گروه‌ها

خطی

32

3

10

01/0

01/0

039/0

*01/0

مربعی

62

3

20

01/0

01/0

092/0

*01/0

خطای عامل زمان

خطی

788

28

28

 

 

 

 

مربعی

614

28

21

 

 

 

 

*.Computed using alpha =,05

نتایج مندرج در جدول 4 نشانگر این است که اثرات درون آزمودنی‌ها در عامل زمان و تعامل زمان و گروه‌ها طبق آماره کران پایین[59] برای هر دو مؤلفه معنی‌دار است (01/0). همچنین آزمون‌های تضادهای درون آزمودنی‌ها در عامل مراحل زمانی خطی و مربعی[60] برای هر دو مؤلفه معنی‌دار است (01/0). در جدول زیر آزمون‌های اثرات میان گروهی میانگین‌ها[61] برای گروه‌ها در مراحل سه‌گانه ارائه‌شده است.

جدول 5.آزمون‌های اثرات میان گروهی میانگین‌ها در سه بار اندازه‌گیری و گروه‌ها

متغیر وابسته

منبع

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی‌داری

مجذور اتا[62]

توان مشاهده‌شده

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

تعامل

181569

1

181569

5127

01/0

01/0

*1

گروه

115

3

38

084/1

01/0

01/0

*01/0

خطا

991

28

35

 

 

 

 

پایداری کوشش برای تغییر

تعامل

37604

1

37604

927

01/0

01/0

*1

گروه

44

3

14

01/0

01/0

038/0

*01/0

خطا

1135

28

40

 

 

 

 

*.Computed using alpha =,05

نتایج مندرج در جدول 5 نشانگر این است که تغییرات متغیر وابسته در بررسی اثرات میان گروهی میانگین‌ها در سه بار اندازه‌گیری و گروه‌ها معنی‌دار است (01/0). در جدول زیر مقایسه‌های زوجی[63] مبتنی بر میانگین‌های جنبی تخمینی[64] گروه‌ها ارائه‌شده است. داده‌های جداول 6 و 7 برای مقایسه‌های چندگانه در جدول آخر (آزمون پیگیری) سازگار شده است.

جدول 6. مقایسه‌های زوجی میانگین چهار گروه روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی، انسان‌گرا-وجودی و گروه گواه

 

گروه‌ها (1)

گروه‌ها (2)

تفاوت میانگین‌ها

(2-1)

خطای استاندارد

سطح معنی‌داری

95% Confidence Interval for Difference

کران پایین

کران بالا

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

گواه

وجودی

042/1-

1

1**

5-**

3**

شناختی-وجودی

-2

1

01/0**

7-**

044/2**

انسان‌گرا-وجودی

-2

1

1**

7-**

2**

وجودی

شناختی-وجودی

1-

1

1**

6-

085/3

انسان‌گرا-وجودی

1-

1

1**

085/6-**

3**

گواه

042/1

1

1**

3-**

5**

شناختی-وجودی

وجودی

1

1

1**

3-**

6**

انسان‌گرا-وجودی

01/0

1

1**

4-**

5**

گواه

2

1

01/0**

044/2-

7**

انسان‌گرا-وجودی

وجودی

1

1

1**

3-**

085/6**

شناختی-وجودی

01/0

1

1**

5-**

4

گواه

2

1

1**

2-**

7**

پایداری کوشش برای تغییر

گواه

وجودی

01/0

1

1**

4-**

5**

شناختی-وجودی

1

1

1**

3-**

7**

انسان‌گرا-وجودی

01/0

1

1**

4-**

5**

وجودی

شناختی-وجودی

1

1

1**

3-**

6**

انسان‌گرا-وجودی

01/0

1

1**

5-**

5**

گواه

01/0

1

1**

5-**

4**

شناختی-وجودی

وجودی

1-

1

1**

6-**

3**

انسان‌گرا-وجودی

1-

1

1**

6-**

4**

گواه

1-

1

1**

7-**

3**

انسان‌گرا-وجودی

وجودی

01/0

1

1**

5-**

5**

شناختی-وجودی

1

1

1**

093/4-**

6**

گواه

01/0

1

1**

5-**

4**

**.Adjustment for multiple comparisons: Bonferroni.

 

نتایج مندرج در جدول 6 نشانگر این است که تغییر رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه تحت تأثیر حضور آزمودنی‌ها در گروه آزمایشی روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی بر اساس مقایسه میانگین‌های جنبی تخمینی با گروه گواه معنی‌دار است (01/0). در جدول زیر مقایسه‌های زوجی مبتنی بر میانگین‌های جنبی تخمینی مراحل سه‌گانه پیش‌آزمون، پس‌آزمون و آزمون پیگیری ارائه‌شده است.

جدول 7. مقایسه میانگین سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و آزمون پیگیری

مقیاس

آزمون‌ها (1)

آزمون‌ها (2)

تفاوت میانگین‌ها (2-1)

خطای استاندارد

سطح معنی‌داری

95% Confidence Interval for Difference

کران پایین

کران بالا

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

پیش‌آزمون

پس‌آزمون

094/6-*

1

001/0**

9-**

2-**

پیگیری

7-*

1

001/0**

038/11-

3-**

پس‌آزمون

پیش‌آزمون

094/6*

1

001/0**

2**

9**

پیگیری

1-

068/1

001/0**

3-**

1**

پایداری کوشش برای تغییر

پیش‌آزمون

پس‌آزمون

1

1

001/0**

1-**

4**

پیگیری

01/0

1

1**

3-**

3**

پس‌آزمون

پیش‌آزمون

1-

1

001/0**

4-**

1**

پیگیری

1-

1

001/0**

4-**

1**

*. The mean difference is significant at the, 05 level.

**.Adjustment for multiple comparisons: Bonferroni.

نتایج مندرج در جدول 7 نشانگر این است که تغییر رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه در پس‌آزمون و آزمون پیگیری در مقایسه با پیش‌آزمون بر اساس مقایسه میانگین‌های جنبی تخمینی معنی‌دار است (001/0). در جدول زیر آزمون پیگیری بنفرونی در راستای مقایسه‌های چندگانه گروه‌ها ارائه‌شده است.

 

 

 

جدول 7. آزمون پیگیری بنفرونی: مقایسه‌های چندگانه گروه‌های آزمایشی و گواه

مؤلفه‌

گروه‌ها (1)

گروه‌ها (2)

تفاوت میانگین‌ها

(2-1)

خطای استاندارد

سطح معنی‌داری

95% Confidence Interval for Difference

کران پایین

کران بالا

رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه

گواه

وجودی

0417/1-

1

1

5-

3

شناختی-وجودی

2-

1

001/0

7-

2

انسان‌گرا-وجودی

2-

1

1

7-

2

وجودی

شناختی-وجودی

1-

1

1

6-

3

انسان‌گرا-وجودی

1-

1

1

6-

3

گواه

0417/1

1

1

3-

5

شناختی-وجودی

وجودی

1

1

1

3-

6

انسان‌گرا-وجودی

001/0

1

1

4-

5

گواه

2

1

001/0

0435/2-

7

انسان‌گرا-وجودی

وجودی

1

1

1

3-

6

شناختی-وجودی

01/0

1

1

5-

4

گواه

2

1

1

2-

7

پایداری کوشش برای تغییر

گواه

وجودی

01/0

1

1

4-

5

شناختی-وجودی

1

1

1

3-

0929/7

انسان‌گرا-وجودی

01/0

1

1

4-

5

وجودی

شناختی-وجودی

1

1

1

3-

6

انسان‌گرا-وجودی

01/0

1

1

5-

5

گواه

01/0

1

1

5-

4

شناختی-وجودی

وجودی

1-

1

1

5-

3

انسان‌گرا-وجودی

1-

1

1

6-

4

گواه

1-

1

1

7-

3

انسان‌گرا-وجودی

وجودی

01/0

1

1

5-

5

شناختی-وجودی

1

1

1

4-

7

گواه

01/0

1

1

5-

5

نتایج مندرج در جدول 7 نشانگر این است که مقایسه‌های چندگانه گروه‌ها مؤید تأثیر معنی‌دار روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی بر رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه در مقایسه با گروه گواه است (001/0). همچنین نتایج تحلیل اندازه‌گیری‌های مکرر نشان می‌دهد که تأثیر روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی بر رفتارهای خود نظم‌بخشی در مقایسه با روان‌درمانی گروهی وجودی وانسان‌گرا-وجودی معنی‌دار نیست.

بحث و نتیجه‌گیری

فلسفه وجودی از دنیای ذهنی یا فاعلی[65] فراتر رفته و به دنیای میان فردی توجهی ویژه داشته است، پس بررسی تأثیر روان‌درمانی‌های برگرفته از فلسفۀ وجودی در راستای بهبود رابطۀ زناشویی به دلیل ارزش نهادن ویژه این فلسفه به دنیای میان فردی موضوعیت یافته است. بر این اساس این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی و برای پاسخ‌گویی به دو پرسش انجام ‌گرفت. آیا روان‌درمانی‌های گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی در مقایسه با گروه گواه بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی مؤثر است و آیا بین میزان تأثیر روان‌درمانی گروهی وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی تفاوت معنی­داری وجود دارد؟ در پاسخ به پرسش اول یافته‌ها نشانگر تأثیر معنی‌دار و باثبات روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی بر رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه در مقایسه با گروه گواه بود. در پاسخ به پرسش دوم یافته‌ها نشان داد که تأثیر روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی در مقایسه با دو گروه آزمایشی دیگر معنی‌دار نیست. این یافته‌ها بدیع به نظر می‌رسد و پیش از هر چیز گویای اندک بودن اندازه اثر مداخله وجودی-شناختی است، همچنین دو مداخله دیگر حائز اثربخشی کمابیشی بوده که این پدیده از تفاوت میانگین گروه­ها می­کاهد. باآنکه خلأ پژوهشی چشمگیر است و تاکنون مقایسه­های فراخوری در راستای بررسی اثربخشی مداخلات وجودی، شناختی-وجودی و انسان‌گرا-وجودی بر خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی انجام‌نشده است، شماری از پژوهش‌های داخلی و خارجی مؤید اثربخشی مداخلات شناختی- وجودی برای درمان مشکلات روانی- اجتماعی آزمودنی­های متفاوت از آزمودنی­های پژوهش حاضر بوده‌اند. پژوهش خضری مقدم، وحیدی و آشور ماهانی (2018) نشان داد گروه‌درمانی شناختی- وجودگرا بر امید به زندگی و افسردگی سالمندان مقیم مراکز سالمندی تأثیر معنی‌داری دارد. برنشتاین[66] (2004) دریافت که درمان شناختی- وجودی برای درمان بیماران دچار اختلال شخصیت وابسته به نحو بسیار چشمگیری مؤثر است. نتایج  پژوهش گاگنون[67] و همکاران (2015) مؤید اثربخشی مداخله شناختی- وجودی برای بهبود کیفیت زندگی وجودی بیماران مبتلابه سرطان بود. پژوهش‌های دیگری نیز به بررسی اثربخشی مداخله شناختی- وجودی پرداخته‌اند؛ کیزان[68] و همکاران (2003) پژوهشی درباره تأثیر گروه‌درمانی شناختی-وجودی روی بهبود خلق و نگرش روانی نسبت به سرطان در زنان مبتلابه سرطان پستان انجام‌ دادند. یافته‌های این پژوهش نشان داد اعضای گروه درمان نسبت به گروه گواه کاهش اضطراب چشمگیری داشتند. همچنین یافته‌های این پژوهش نشان داد که بهبود کارکرد خانوادگی زنان گروه درمان نسبت به زنان گروه گواه معنی‌دار بود. بااینکه این پژوهش با بخشی از یافته‌های پژوهش حاضر همسو مؤید اثربخشی مداخله شناختی-وجودی در بهبود زندگی زناشویی زوجین است، فاقد مقایسه مداخلات بوده و در متغیر وابسته و مشخصات جمعیت شناختی آزمودنی‌ها با پژوهش حاضر متفاوت است. درواقع پژوهش حاضر بدیع و نمونه کاملاً شبیه آن تاکنون در هیچ کجا به انجام نرسیده است؛ در بررسی مقدماتی پیشینه مشخص شد که زنان دچار دیابت نوع دو و چاقی درزمینۀ روابط میان فردی و زناشویی مشکلاتی دارند که نیازمند رسیدگی روان‌شناختی است. به‌علاوه مداخله وجودی در راستای بهبود روابط میان فردی مؤثر نشان داده (پژوهش امانی، یوسفی و فنایی (2016) مصداق چنین یافته‌ای است) ولی تاکنون پژوهشی با متغیر وابسته و جامعه هدف مشابه پژوهش حاضر انجام‌نشده بود. در پژوهشی دیگر توسط کولینز[69] و همکاران (2013) که با هدف بررسی اثربخشی زوج‌درمانی شناختی- وجودی بیماران داری تشخیص تازه ابتلا به سرطان پروستات و همسران آن‌ها انجام‌شده بود، مشخص شد که شرکت این زوجین در شش جلسه زوج‌درمانی شناختی-وجودی مایه کاهش سطوح اجتناب از آمیزش و بیش برانگیختگی آن‌ها شده است. این پژوهش با بخشی از یافته‌های پژوهش حاضر همسو مؤید اثربخشی مداخله شناختی-وجودی در بهبود زندگی زناشویی زوجین است ولی ناهم‌سو با پژوهش حاضر فاقد مقایسه مداخلات است و در متغیر وابسته و مشخصات جمعیت شناختی آزمودنی‌ها با پژوهش حاضر متفاوت است. افزون بر این‌ها پژوهشی توسط بهمنی و همکاران (2016)  با هدف بررسی تأثیر درمان شناختی-وجودی در سطح امیدواری و افسردگی بیماران همودیالیز انجام شد. نتایج نشان داد درمان شناختی-وجودی منجر به افزایش امیدواری و کاهش سطح افسردگی در بیماران همودیالیزی مبتلابه نارسایی مزمن کلیه شده است. بااینکه این پژوهش با بخشی از یافته‌های پژوهش حاضر همسو است، فاقد مقایسه مداخلات بوده و در متغیر وابسته و مشخصات جمعیت شناختی آزمودنی‌ها با پژوهش حاضر متفاوت است. پس همچنان می‌توان گفت که یافته‌های پژوهش حاضر بدیع به نظر می‌رسد و تائید آن‌ها مستلزم پژوهش‌های بیشتر است.

در تبیین این یافته که تأثیر روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی بر رفتارهای خود نظم‌بخشی رابطه در مقایسه با گروه گواه معنی‌دار و باثبات است ولی دو گروه آزمایشی دیگر فاقد تأثیر معنی‌دار بر متغیر وابسته بودند، می‌توان گفت که با توجه به این‌که باز ساختاردهی شناختی[70] در کنار راهبردها و فنون تغییر باورها، تفسیرها، رفتارها و نگرش‌های ناسازگار و ناکارآمد[71] بخش اصلی روان‌درمانی شناختی است و به‌طور گسترده در درمان مشکلات زناشویی به کار می‌رود (Corey, 2015; Wylie, 2015) و با توجه به اهمیت دادن دیدگاه وجودی به اصالت در رابطه، به رابطۀ انسان با دیگران همچون بعدی اساسی از وجود انسان در دنیا و کندوکاو در تنگنای وجودی انزوا در برابر صمیمیت منطقی است که روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی برای افزایش خودتنظیمی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی مؤثر باشد. پژوهش‌های بسیاری مؤید تأثیر روان‌درمان شناختی از راه به کار بستن فنون شناختی و رفتاری بر کاهش مشکلات زناشویی است (Meston, Hull, Levin, & Sipski, 2004). به‌علاوه، اشخاص در گروه وجودی شیوه‌های برقراری ارتباط را که در گروه آموخته‌اند در رابطۀ خود با اشخاص خارج از گروه مورداستفاده قرار دهند که از این طریق امکان تحول یک حس از صمیمیت تحقق می‌پذیرد (Sharf, 2015). همچنین درمان گروهی وجودی شامل توجه به دنیاهای ارتباط باهم نوع یا عرصۀ ارتباطی[72] است (Corey, 2015). پیش‌ازاین، پژوهش­هایی نشانگر اثربخشی مداخلات وجودی بر بهبود عرصۀ ارتباطی بیماران بوده­اند؛ پژوهش نظری، یاراحمدی و زهراکار (2014) نشان داد روان‌درمانی وجودی گروهی رضایت زناشویی زنان را افزایش می­دهد. پژوهش سنگده، اعتمادی و علوی (2015) نشان داد گروه‌درمانی وجودی بر بهبود سلامت روان و مؤلفه‌های آن اعم از عملکرد اجتماعی مؤثر است. طبق پژوهش امانی، یوسفی و فنایی (2016) درمان وجودی به شیوۀ گروهی بر افزایش تمایزیافتگی و بهبود الگوهای ارتباطی مؤثر است. صدری دمیرچی و رمضانی (2016) گزارش داده‌اند که درمان وجودی موجب کاهش احساس تنهایی و اضطراب مرگ سالمندان شده است. همچنین روان‌درمانی شناختی برای پویایی‌های گروهی[73] از قالبی بهره می‌گیرد که با فنون استاندارد شناختی همراه می‌گردد؛ قالبی برای تغییر شناخت‌های ناسازگار و ناکارآمد ( ; Corey, 2015Krychman & Krychman, 2010 ). ثبت افکار خودکار، امور نظارت، حل مسئله، پرسشگری دیالکتیکی یا جدلی، ارزیابی مشکل و پیشگیری از عود[74] از عمومی‌ترین راهبردهای روان‌درمانی شناختی هستند (Corey, 2015). باز ساختاردهی شناختی به‌طور گسترده در درمان مشکلات زناشویی به کار می‌رود؛ در بیشتر موارد علل مشترک مشکلات زناشویی ناشی از داده‌های ناکافی[75] است که پیامد انتظارات غیرواقعی‌اند. این انتظارات منجر به باورهای نامعقول[76] اشخاص درباره مشکلات زناشویی می‌گردد. البته پژوهش‌های بسیاری مؤید تأثیر روان‌درمانی شناختی از راه به کار بستن فنون شناختی و رفتاری بر کاهش مشکلات زناشویی است (Meston et al., 2004). در تبیین این یافته که تأثیر روان‌درمانی گروهی شناختی-وجودی در مقایسه با دو گروه آزمایشی دیگر معنی‌دار نیست، می‌توان گفت که شاکله مداخلات ازلحاظ همپوشی دیدگاه‌های وجودی کمابیش مشابه بوده و معنی‌دار نبودن تفاوت اثرات به دلیل تأثیر مثبت اما فاقد معنی‌داری دو روش دیگر بوده است. درهرصورت تا بیان مطمئن درباره تفاوت اثربخشی این روش‌ها در بهبود زندگی زناشویی زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو و چاقی راه بسیاری باقی است. درباره عدم تأثیر معنی‌دار مداخلات وجودی و انسان‌گرا-وجودی می‌توان گفت که دشواری درک و اقدام مربوط به مفاهیم فلسفه وجودی و دشواری مطالبات مربوط به پذیرش بی‌قیدوشرط و نوع‌دوستی متعالی، در مقایسه با هنگامی‌که نگرش‌های فلسفی و بشردوستانه در چهارچوب مداخلات روان-آموزشی رویکرد شناختی تسهیل می‌گردد، به‌ویژه هنگامی سطح تحصیلات بیشتر مراجعین کمتر از دیپلم باشد، مانعی بالقوه برای رابطه درمانی بهینه و اثربخشی درمان است. هرچند که تعداد اندک آزمودنی‌ها به‌خودی‌خود یافته‌های آماری را محل تردید قرار داده و با رضایت ابرازشدۀ اعضای گروه‌ها درباره فایده مداخلات چندان  همخوان نیست (اعضای هر سه گروه آزمایشی کارآمدی جلسات را چشمگیر توصیف می‌نمودند) می‌توان این فرض را نیز پیش کشید که مداخله وجودی-شناختی به دلیل بهره‌گیری از تکالیف منزل حاوی اقدامات افزوده و درنتیجه تأثیر بیشتر بود. درباره عدم تأثیر معنی‌دار مداخلات وجودی و انسان‌گرا-وجودی و پایین بودن اندازه اثر مداخله وجودی-شناختی برخی دلایل دیگر نیز  به‌مثابه موانع اجتماعی ابرازشده به‌صورت دغدغه‌های اقتصادی-اجتماعی آزمودنی‌ها در طول جلسه‌ها در کار بود. نتایج پژوهش خالدی، مرادی و غریبی (2011) نشان داد که کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع دوم مراجعه‌کننده به مرکز دیابت سنندج در سطح متوسط است. آن‌ها نیز پیشنهاد کرده بودند که در راستای بهبود کیفیت زندگی بیماران دچار دیابت نوع دو ساکن سنندج بهتر است که برنامه ریزان و مدیران به امر حمایت جسمی، روانی و اجتماعی آنان توجه کافی مبذول دارند.

محدودیت‌ها و پیشنهادها.ازمحدودیت‌های این پژوهش عدم امکان به‌کارگیری آزمودنی مرد و زن در گروه‌های آزمایشی و محدود شدن جامعه به زنان دچار دیابت نوع دو و چاقی و مراجعه‌کننده به بیمارستان توحید سنندج بود که تعمیم نتایج را محدودتر می‌سازد ولی تکرار پژوهش حاضر در زمان و مکان‌های دیگر می‌تواند در راستای غنی‌سازی خدمات بهداشتی قابل‌ارائه به زنان مبتلابه همبودی دیابت نوع دو مؤثر باشد. به‌کارگیری مداخلات گروهی می‌تواند افزون بر کاهش هزینه‌های درمانی، برای کاهش مشکلات روان‌شناختی و خانوادگی زنان دچار همبودی دیابت نوع دو و چاقی کارساز باشد. طبق یافته‌های علی کمالی، خدابنده و معتصدی (2017) و پرنان، تفضلی و آزموده (2017) دیابت تأثیر قابل‌توجهی روی زندگی زناشویی دارد. پس بررسی تأثیر مداخلات وجودی- شناختی بر خودتنظیمی زناشویی این بیماران شایان اهمیت به نظر می‌رسد. چنین مداخلاتی می‌تواند در مراکز ارائه‌دهنده خدمات سلامت روانی به کار گرفته شود. ضمناً مقایسه‌ای بودن این پژوهش مداخلۀ روان‌شناختی مقدم یعنی مداخله وجودی-شناختی را، در راستای ارائه خدمات روان‌شناختی بهتر به جامعه هدف پیشنهاد داده است.

تصریح دربارۀ تعارض منافع. این مقاله مأخوذ از رساله دکتری تخصصی رشته روان شناسی نویسنده اول است. هرگونه تعارض منافع حقیقی و حقوقی منتفی اعلام‌شده و مسئولیت این ابراز با نویسندگان است.

سپاسگزاری. بدین‌وسیله از همیاری کارکنان بخش پژوهش دانشکده علوم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان، کارکنان دلسوز کلینیک تخصصی دیابت بیمارستان توحید سنندج به‌ویژه خانم هیکلی، اسکندری و آقای حامد نیا قدردانی به عمل می‌آید. همچنین از خدمات و پشتیبانی حرفه‌ای خانم خدابنده لو به‌عنوان دستیار اصلی پژوهش در بخش عملی و دوستان ارجمند آقایان دکتر یوسفی و دکتر عزیزی قدردانی به عمل می‌آید. بنیاد ملی نخبگان لرستان نیز با اعطای تسهیلات به نویسنده اول در انجام این پژوهش پشتیبانی نمود. درنهایت صمیمی‌ترین سپاس از آزمودنی‌های پژوهش اعلام می‌گردد.



[1]. type II diabetes and obesity

[2]. stress

[3]. sedentary lifestyle

[4]. existential interventions

[5]. behavioral self-regulation for effective relationships

[6]. Daseinsanalysis

[7]. authenticity

[8]. existential vacuum

[9]. a deeply life-affirming

[10]. Kissane, D. W., Bloch, S., Miach, P., Smith, G. C., Seddon, A., & Keks, N.

[11]. Aaron T. Beck

[12]. Irvin D. Yalom

[13]. cognitive distortions

[14].coping

[15]. Approaches Integrative

[16]. Existential‐Humanistic psychology

[17]. Existential‐Integrative psychology

[18]. existential‐humanistic therapy

[19].multicultural and international influences, and spirituality.

[20]. self-inquiry, struggle, and responsibility

[21]. spontaneity, optimism, and practicality

[22]. constructivism and transpersonal

[23]. aspirations

[24]. activity, achievement striving and self‐discipline

[25]. existential, cognitive-existential and humanistic-existential group psychotherapy

[26]. existentialism

[27]. subjective

[28]. Mitwelt

[29]. Eigenwelt

[30]. Umwelt

[31].self-actualization

[32]. a randomized clinical trial

[33]. Iranian Registry of Clinical Trials (IRCT)

[34]. Wilson

[35]. behavioral self-regulation for effective relationships scale

[36]. Wilson

[37]. a two-factor structure of strategies

[38]. relationship self-change behaviors

[39]. persistence in change efforts

[40] . intentionality

[41] . Rollo May and Jean-Paul Sartre

[42] . Tillich, P. (2000). The courage to be. Yale University Press.

[43]. active event

[44] . dialectic

[45]. Wilson

[46]. test of repeated measures of the General Linear Model

[47]. Bonferroni

[48]. Descriptive Statistics

[49]. Mauchly's Test of Sphericity

[50]. May be used to adjust the degrees of freedom for the averaged tests of significance. Corrected tests are displayed in the Tests of Within-Subjects Effects table.

[51]. Huynh-Feldt

[52]. Multivariate Tests

[53]. Pillai's Trace

[54]. Wilks' Lambda

[55]. Hotelling's Trace

[56]. Roy's Largest Root

[57]. Tests of Within-Subjects Effects

[58]. Tests of Within-Subjects Contrasts

[59]. Lower-bound

[60]. Quadratic

[61]. Tests of Between-Subjects Effects(Transformed Variable: Average)

[62]. Partial Eta Squared

[63]. Pairwise Comparisons

[64]. Based on estimated marginal means

[65] . subjective

[66]. Bornstein

[67]. Gagnon

[68]. Kissane

[69]. Collins

[70]. Cognitive restructuring

[71]. maladaptive and dysfunctional beliefs, interpretations, behaviors, and attitudes

[72]. Mitwelt

[73]. a group dynamics format

[74]. automatic thought records, disputing beliefs, monitoring moods, developing an arousal hierarchy, monitoring activities, problem solving, Socratic questioning, relaxation methods, risk assessment, and relapse prevention

[75]. corrector inadequate information

[76]. irrational beliefs